ذریةلغتنامه دهخداذریة. [ ذُ رْ ری ی َ ] (ع اِ) نسل . پشت . فرزندان . پدران و فرزندان .نسل آدمی و پری . نسل مردمان و جِن ّ. فرزند. فرزندان و فرزندزادگان ، یستوی فیه الواحد و الجم
نقطة همگذریcrossover pointواژههای مصوب فرهنگستانهریک از نقطهها در دادههای برداشتی که در آن خطوط پیمایش و واپایش یکدیگر را قطع میکنند
ذریلغتنامه دهخداذری ٔ. [ ذَ ] (ع اِ) ستر. پرده . حجاب . || گرداگرد سرای . (مهذب الاسماء). || پیشگاه . آستان در و نواحی آن . || آنچه بر باد داده شود. || بذر.تخم . || بالای هر چی
ذریلغتنامه دهخداذری . [ ذَرْی ْ ] (ع مص ) ذری ریح تراب را؛ بردن باد خاک را. دامیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (مجمل اللغة). || ذری خرمن ؛ برباد کردن آنرا. و همچنین است ذری