مهمانخانۀ چهارستارۀ ممتازB hotelواژههای مصوب فرهنگستانمهمانخانۀ چهارستارهای که خدمات و تسهیلاتی مشابه مهمانخانههای پنجستاره ارائه میدهند، اما ممکن است اتاقها کمی کوچکتر و تزیینات آنها نیز متفاوت باشد متـ .
خَم مغناطشmagnetization curve,B-H curve, normal magnetization curveواژههای مصوب فرهنگستاننمودار مغناطش یا القای مغناطیسی بهصورت تابعی از میدان مغناطیسی بهکاررفته برای یافتن پارامترهای مهم مادة مغناطیسی
ذَافرهنگ واژگان قرآنصاحب - داراي (حالت منصوب آن "ذا" حالت مجرورش "ذي" و حالت مرفوعش "ذو" و مؤنثش "ذات" مي باشد )
ذَوَافرهنگ واژگان قرآندو صاحب (تثنيه "ذا" اصلش ذوان بوده که چون در عبارت "ذَوَا عَدْلٍ "مضاف واقع شده نون آن حذف گرديده)
ذوالغتنامه دهخداذوا. [ ذَ ] (ع اِ) مخفف ذوان تثنیه ٔ ذو و چون لازم الاضافه است هیچگاه جز بصورت ذوا در کلام نیاید: ذوامال ؛ دو مرد خداوند مال . و منه قوله تعالی : و من قتله منکم
ذَا ﭐلْکِفْلِفرهنگ واژگان قرآننام يکي از پيامبران الهي عليهم السلام (در روايتي از امام جواد آمده است :خداي عز و جل صد و بيست و چهار هزار پيغمبر فرستاد که سيصد و سيزده نفر آنان مرسل بودند(بقي
ذَا ﭐلنُّونِفرهنگ واژگان قرآنلقب حضرت يونس علي نبينا و عليه السلام (کلمه نون به معناي ماهي است و ذا النون يعني صاحب ماهي ، يونس پيغمبر فرزند متي علي نبينا و عليهما السلام است که صاحب داستان
حلقۀ عملگرهاring of operatorsواژههای مصوب فرهنگستانزیر جبر A از جبر (H) Bاز عملگرهای خطی کراندار بر روی یک فضای هیلبرت مختلط، بهطوریکه عملگر الحاقی هر عنصر A خود متعلق به A باشد و A در توپولوژی عملگری قوی در
بگوگویش خلخالاَسکِستانی: bâj دِروی: b.âj(ən) شالی: b.âj(ən) کَجَلی: bâ.hâj کَرنَقی: bâj کَرینی: bâj کُلوری: bâj(ən) گیلَوانی: bâj لِردی: bâj
بیایدگویش خلخالاَسکِستانی: bâ دِروی: b.â شالی: bâ کَجَلی: bâ.hâ/bâhâya کَرنَقی: bâ/bâya کَرینی: bâ/bâya کُلوری: bâ گیلَوانی: bâ لِردی: bâyə/ bâya
بیایندگویش خلخالاَسکِستانی: bân دِروی: b.â.ndə شالی: bâyində کَجَلی: bâ.hând کَرنَقی: bândə کَرینی: bânde کُلوری: bând گیلَوانی: bân لِردی: bâyəndə