تَذْلِيلاًَفرهنگ واژگان قرآنمطیع و رام بودن (در جمله "ذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلاًَ "منظور این است که خداي تعالي ميوههاي بهشتي را براي ايشان مسخر کرده ، و تحت فرمان و اراده آنان قرار دا
ذوجلاجللغتنامه دهخداذوجلاجل . [ ج َ ج ِ ] (ع ص مرکب ) دف ذوجلاجل ، دورویه که به پیرامون زنگله ها دارد که چون دف را نوازند آن زنگله ها نیز آواز دهند.
لَوْلَا تَذکَّرُونَفرهنگ واژگان قرآنچرا متذکر نمی شوید - چرا یادآور نمی شوید ( تذكر در اصل به معناي منتقل شدن از نتيجه به مقدمات نتيجه ، و يا منتقل شدن از مقدمات به نتيجه است)
عنصر وارونinverse element, inverseواژههای مصوب فرهنگستاندر یک گروه G با عملِ . ، وارون عنصر a از G عنصری است از G مانند b بهطوریکه a . b= b . a = e، که در آن e عنصر همانی گروه G است
لِم سهزیرگروهthree subgroups lemmaواژههای مصوب فرهنگستانلِمی در نظریۀ گروهها مبنی بر اینکه اگر C، B،A سه زیرگروهِ گروه مفروض G باشند و دو زیرگروه از سه زیرگروه [C،B،A]، [A،C،B]، [B،A،C]، بهنجار باشند، سومی نیز بهنجا