ذُّلِّفرهنگ واژگان قرآنذليلي - کوچکي -ناتواني (در عبارت "ﭐخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ ﭐلذُّلِّ "کنايه اي است برگرفته ازحالتي که جوجه براي طلب غذا از پدرومادرش به بالهاي خود مي دهد و منظور
جذوللغتنامه دهخداجذول . [ ج ُ ] (ع اِ) ج ِ جِذل . (منتهی الارب ). ج ِ جذل بالکسر، بیخ و تنه ٔ درخت و تنه ٔ درخت بی شاخ و کنده ٔ هیزم . (آنندراج ). || (مص ) راست ایستادن . (از من
عنصر وارونinverse element, inverseواژههای مصوب فرهنگستاندر یک گروه G با عملِ . ، وارون عنصر a از G عنصری است از G مانند b بهطوریکه a . b= b . a = e، که در آن e عنصر همانی گروه G است
لِم سهزیرگروهthree subgroups lemmaواژههای مصوب فرهنگستانلِمی در نظریۀ گروهها مبنی بر اینکه اگر C، B،A سه زیرگروهِ گروه مفروض G باشند و دو زیرگروه از سه زیرگروه [C،B،A]، [A،C،B]، [B،A،C]، بهنجار باشند، سومی نیز بهنجا