ذوالنونلغتنامه دهخداذوالنون . [ ذُن ْ نو] (اِخ ) ابن محمد. از اصحاب حسن بن عبداﷲ عسگری و یکی از روات او. (معجم الادباء یاقوت ج 3 ص 128 س 3).
ذوالنونلغتنامه دهخداذوالنون . [ ذُن ْ نو ] (اِخ ) (از: ذوصاحب و مالک و نون به معنی ماهی ) اسم سیف لهم قیل کان لمالک بن قیس اخی قیس بن زهیر لکونه علی مثال سمکة فقتله حمل بن بدر و اخ
ذوالنونلغتنامه دهخداذوالنون . [ ذُن ْ نو ] (اِخ ) (امیر شیخ ...) پس از صلح میرزا سلطان ابوسعید و میرزا بابر حکومت اند خود را به امیر شیخ ذوالنون و برادرش امیر شیخ احمد مشتاق دادند.
ذوالنونلغتنامه دهخداذوالنون . [ ذُن ْ نو ] (اِخ ) (بنی ...) سلسله ای از امرای طلیطله . از 427 - 478هَ . ق . نخستین کس از این خاندان اسماعیل الظافربن عبدالرحمن بن عامربن مطرف بن ذوا
ذوالنونلغتنامه دهخداذوالنون . [ ذُن ْ نو ] (اِخ ) ابن احمد سرماری نزیل عین تاب . یکی از ادبای مشهور که بمائه ٔ هفتم هجری میزیست . و وفات او به سال 677 بود. او راست ؛ شرح قصیده ٔ نو
ذوالنون حکیملغتنامه دهخداذوالنون حکیم . [ ذُن ْ نو ن ِ ح َ ](اِخ ) اوراست شرحی بر معمیات حسین بن محمد شیرازی .
ذوالنون اکبرلغتنامه دهخداذوالنون اکبر. [ ذُن ْ نو ن ِ اَ ب َ ] (اِخ ) صورتی یا مصحفی از زینون است . رجوع به زینون اکبر و رجوع به ذنن الیائی شود.
ذوالنون شاعرلغتنامه دهخداذوالنون شاعر. [ ذُن ْ نو ن ِ ] (اِخ ) نام طبیب و شاعری ایرانی معاصر شاه اسماعیل صفویست و او در خدمت سام میرزا صاحب تذکره پسر شاه اسماعیل میزیست . بیت ذیل از اوس
ذوالنون بن محمدلغتنامه دهخداذوالنون بن محمد. [ ذُن ْ نو ن ِ ن ِ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) (663 هَ . ق . مطابق با 1265 م .). القاضی الرشید ذوالنون بن محمدبن ذی النون المصری ، الاخمیمی بلداً،