ذووجهینلغتنامه دهخداذووجهین . [ وَ هََ ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) دارای دو روی . دارای دو معنی . || نزد بلغا آن است که ترکیبی که از الفاظ مشترک بر حسب وضع باشد آن ترکیب مفید در غرض تم
ذوالوجهینلغتنامه دهخداذوالوجهین . [ ذُل ْ وَ هََ ] (ع ص مرکب ) منافق . خداوندنفاق . دوروی : فقال له الاحنف امسک علیک فأن ذا الوجهین خلیق ان لایکون عنداﷲ وجیهاً. (ابن خلکان . چ فرهاد
ذوالوجهینفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدر بدیع، آن است که شاعر یا نویسنده در نظم و نثر خود کلماتی به کار ببرد که دو معنی متضاد از آن استنباط شود یعنی هم مدح باشد هم ذم؛ محتملالضدین، مانند این شعر: ر
ذهینهفرهنگ انتشارات معین(ذِ یِّ) [ ع . ذهنیة ] (ص نسب .) مؤنث ذهنی . (در علم منطق قضیه ای است که مصادیق و محکوم علیه و موضوع آن در ذهن باشد مانند قضیة «دونقیض با هم جمع نگردند.» موضوع
بیدخوانواژهنامه آزادبیدخوان(بیدخون)(bidkhon) روستایی با آب و هوای کوهستانی خنک و سرسبز. که در امتداد رودخانه است و روستای هدف گردشگری. واقع در استان کرمان شهرستان بردسیر فاصله از