شعیبیةلغتنامه دهخداشعیبیة. [ ش ُ ع َ بی ی َ ] (اِخ ) فرقه ای از خوارج عجارده است از یاران شعیب بن محمدو آنان جز در امر قَدَر در سایر بدعتها با فرقه ٔ میمونیه موافقت دارند. (از کشا
شعیبةلغتنامه دهخداشعیبة. [ ش ُ ع َ ب َ ] (اِخ ) قریه ای است در ساحل بحر از طریق یمن ، و نیز گویند جایگاهی است در بطن الرمة. (از معجم البلدان ). وادیی است . (منتهی الارب ).
شبیبیلغتنامه دهخداشبیبی . [ ش َ ] (اِ مرکب ) نام گیاهی است که آن را بیخ شوکران یا سیکران و شیکران گویند. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع شود به شوکران .
شبیبیلغتنامه دهخداشبیبی . [ ش َ ] (اِخ ) ابوسعید، احمدبن شبیب . به گفته ٔ ثعالبی در یتیمةالدهر: فرد خوارزم و مایه ٔ فخر آن . جامع ادب و قلم و شمشیر و زبان و نیزه و کتاب و سپاه بو