شعوذهلغتنامه دهخداشعوذه . [ ش َع ْ وَ ذَ / ذِ ] (از ع ، اِمص ) شعوذة. شعوده و شعبده و چابکی دست و تردستی . (ناظم الاطباء). سبکی و چالاکی دست . شعبده و افسون که بدان در نظر چیزی ب
جشعلغتنامه دهخداجشع. [ ج َ ش َ ] (ع مص ) غالب آمدن حرص . چیره شدن آز. || سخت حریص و آزمند گردیدن . || از فراق دوست بیمناک شدن . || بعد گرفتن حصه ٔ خود را. || بر حصه ٔ دیگری طمع
جشعلغتنامه دهخداجشع. [ ج َ ش ِ ] (ع ص ) حریص . آزمند. آن که در چیزهاو کارها حرص ورزد. آن که بر حصه و سهم و دارائی دیگران حرص ورزد. ج ، جَشِعون . (منتهی الارب ) (المنجد).
کشعلغتنامه دهخداکشع. [ ک َ ش َ ] (ع اِمص ) تفتگی و بی آرامی از اندوه و ملال . ضجرت . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
شعلغتنامه دهخداشع. [ ش َع ع ] (ع ص ) پراکنده و متفرق ازهر چیزی . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). پراکنده . (منتهی الارب ). || (اِ) عجله . (از اقرب الموارد). || گر
اساسادیکشنری فارسی به انگلیسیau fond, basically, materially, quintessentially, radically, substantially