مدولهسازی دامنهamplitude modulation, AM 2واژههای مصوب فرهنگستانپردازش عمدی حامل نشانک/ سیگنال بهگونهایکه دامنۀ آن مطابق تغییرات نشانک/ سیگنال مدولهکننده تغییر کند
مدولهسازی دامنۀ کنارباند بازماندهvestigial sideband amplitude modulation, VSB-AMواژههای مصوب فرهنگستاننوعی مدولهسازی که تضمینکنندۀ حداقل مصرف و پهنای باند بهوسیلۀ نشانک/ سیگنال است متـ . مدولهسازی کنارباند بازمانده vestigial sideband modulation
چاپ سهبعدی3d printing, additive manufacturing, AMواژههای مصوب فرهنگستانفرایند خلق اشیای سهبعدی که با آن میتوان هر شیئی را که تصویر سهبعدی رقمی دارد ایجاد کرد
شپوختنلغتنامه دهخداشپوختن . [ ش ِ ت َ ] (مص ) شپیختن . اشپوختن .اشپیختن . (از فرهنگ فارسی معین ). دکه زدن و صدمه و آسیب رسانیدن باشد از روی قوت و قدرت . (از برهان ) (از فرهنگ نظام
گشپلغتنامه دهخداگشپ . [ گ ُ ] (اِ) حشره ٔ ارض . (فرهنگ رشیدی ). شاهد و مؤیدی ندارد. رجوع به ماده ٔ قبل شود.
شپلغتنامه دهخداشپ . [ ش َ ] (ص ، ق ) جهنده و خیزکننده . (از برهان قاطع) (ناظم الاطباء). جهنده و خیزکننده و آن را شسب و گشسب نیز گویند. (از انجمن آرا). || زود، که عربان عجل گوی
شپ شپلغتنامه دهخداشپ شپ . [ ش َ ش َ ] (اِ صوت مرکب ) شپشاپ . شباشاپ . آواز تیر انداختن پی درپی را گویند. (از برهان ). آواز پی هم انداختن تیر است . (فرهنگ نظام ). آواز پیاپی خوردن
عامفهمواژهنامه آزادam(e)fahm سخن یا اصطلاحی که عامۀ مردم با سطح دانش های مختلف بتوانند آن را بفهمند.
میآیمگویش خلخالاَسکِستانی: âm دِروی: â.m شالی: âm کَجَلی: miyâ.m کَرنَقی: âm کَرینی: âm کُلوری: âm گیلَوانی: âm لِردی: âyəm
بگوییمگویش خلخالاَسکِستانی: bâjam دِروی: bâj.am شالی: bâj.am کَجَلی: bâj.âm کَرنَقی: bâjâm کَرینی: bâj.âm کُلوری: bâj.am گیلَوانی: bâj.am لِردی: bâj.âm