شمبانيادیکشنری عربی به فارسیجوش زننده , پرحباب , شامپاني , نام مشروبي که در شامپاني فرانسه تهيه ميشود
شبانلغتنامه دهخداشبان . [ ش ُب ْ با ](ع اِ) ج ِ شاب . به معنی جوان . (از دهار). رجوع به شاب و شباب شود. || (ص ) به معنی شبانی که مرد سرخ روی و میگون سبلت است . (از متن اللغة). و
شبانلغتنامه دهخداشبان . [ ش َ ] (اِ) ج ِ شب . که شبها باشد، لیکن برخلاف قیاس . (برهان قاطع) : همان دیدبان دار و هم پاسبان نگهدار لشکر به روز و شبان . فردوسی .همی راند چون باد لش
شبانلغتنامه دهخداشبان . [ ش َ ] (اِ) شب پره را گویند و آن را مرغ عیسی هم خوانند. (برهان قاطع). خفاش . شب پره . (ناظم الاطباء). به فارسی اسم خفاش است . (فهرست مخزن الادویه ). نام
شبانلغتنامه دهخداشبان . [ ش َ ] (اِ) نام درختی است خاردار که آن را شبهان و در یونانی فالینورس و در سریانی ساباهی یا سباباهی خوانند. (از مفردات ابن البیطار ج 2 ص 54). دم الاخوین