الکاوندAl-Anonواژههای مصوب فرهنگستانانجمنی برای اجرای برنامۀ دوازدهقدمی متشکل از افرادی که در ارتباط مستمر با یک فرد الکلی بودهاند * واژۀ الکاوند از ادغام دو واژۀ الکل و خویشاوند، به قیاس با صور
شموشکلغتنامه دهخداشموشک . [ ش ُ ش َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سدن بخش مرکزی شهرستان گرگان . سکنه ٔ آن 700 تن . آب آن از رودخانه ٔ شموشک . محصول عمده ٔ آنجا برنج ، غلات ، توتون ،
چشم شکستنلغتنامه دهخداچشم شکستن . [ چ َ / چ ِ ش َ / ش ِ ک َ ت َ ] (مص مرکب ) مرادف چشم سپید شدن . (از آنندراج ). رجوع به چشم سپید شدن شود.
اسهالگویش خلخالاَسکِستانی: is:âl دِروی: is:âl شالی: isâl کَجَلی: is:âl کَرنَقی: isâl کَرینی: is:âl کُلوری: əsâl گیلَوانی: šekam raft لِردی: is:âl