شادرازلغتنامه دهخداشادراز. [ دِ ] (اِ مرکب ) در تداول عامه به مزاح بجای شاگرد بکار برند وبشاگردانی که سال بیشتر و قد درازتر دارند گویند. (از یادداشت مؤلف ).
شادفرهنگ مترادف و متضادبانشاط، بشاش، خرم، خشنود، خندان، خوش، خوشحال، خوشدل، خوشوقت، زندهدل، سردماغ، شادمان، شنگول، فارغ، مبتهج، محظوظ، مسرور، مشعوف ≠ اندوهگین، مغموم
گشادفرهنگ مترادف و متضاد۱. بزرگ، بسیط، پهن، جادار، فراخ، فسیح، گشاده، متسع، واسع، وسیع ۲. فرج، گشایش ۳. ظفر، فتح ۴. خوشی، سرور ≠ تنگ، ضیق
شاددیکشنری فارسی به انگلیسیbeatific, brilliant, cavalier, cheerful, cheery, festive, gay, glad, happy, hilarious, jocund, jolly, joyful, joyous, light, lighthearted, lively, merry, rosily