شادولغتنامه دهخداشادو. [ دُ ] (اِخ ) یوهان گوتفرید. مجسمه ساز آلمانی که به سال 1764م . در برلن تولد یافت و بسال 1850 م . در همان شهر درگذشت . به سال 1788 مجسمه ساز دربار و استاد
شادولغتنامه دهخداشادو. [ دُ ] (اِخ ) زونو ریدولفو. پسر ارشد یوهان گوتفرید شادو، مجسمه ساز آلمانی . بسال 1786 م . در رم تولد و به سال 1822م . وفات یافت . در پرتو عده ای از آثار خ
شادفرهنگ مترادف و متضادبانشاط، بشاش، خرم، خشنود، خندان، خوش، خوشحال، خوشدل، خوشوقت، زندهدل، سردماغ، شادمان، شنگول، فارغ، مبتهج، محظوظ، مسرور، مشعوف ≠ اندوهگین، مغموم
گشادفرهنگ مترادف و متضاد۱. بزرگ، بسیط، پهن، جادار، فراخ، فسیح، گشاده، متسع، واسع، وسیع ۲. فرج، گشایش ۳. ظفر، فتح ۴. خوشی، سرور ≠ تنگ، ضیق
شاددیکشنری فارسی به انگلیسیbeatific, brilliant, cavalier, cheerful, cheery, festive, gay, glad, happy, hilarious, jocund, jolly, joyful, joyous, light, lighthearted, lively, merry, rosily