شاهولغتنامه دهخداشاهو. (اِخ ) نام سلسله کوههایی است که در حدود شطدیاله در کردستان باشد. (از جغرافیای غرب ایران ).
شاهولغتنامه دهخداشاهو. (ص مرکب ) مروارید شاهوار نفیس اعلا. (ناظم الاطباء). اما ظاهراً کلمه ابتر شده ٔ شاهوار است .
شاهلغتنامه دهخداشاه . (اِ) پادشاه و ملک بود. (لغت فرس اسدی ). پادشاه . (صحاح الفرس ).پادشاه را گویند. (معیار جمالی ) (از مؤید الفضلاء).آنکه بر کشوری پادشاهی و سلطنت کند. تاجور