بالگرد شکاریattack helicopter, AHواژههای مصوب فرهنگستانبالگردی با طراحی ویژه که در آن انواع جنگافزار، بهمنظور تک و انهدام دشمن، به کار گرفته میشود
شائللغتنامه دهخداشائل . [ ءِ ] (ع ص ) ناقة شائل ؛ شتر ماده ٔ بی شیر دم برداشته جهت گشنی . (منتهی الارب ). ج ، شُوَّل ، شُیَّل ، شِیَّل ، شِوّال . (اقرب الموارد). || بردارنده و ب
شائلهلغتنامه دهخداشائله . [ ءِ ل َ ] (ع ص ) ماده شترکه شیر کم کرده باشد و هفت ماه بر حمل یا از نتاج آن گذشته باشد. ج ، شَول بر غیر قیاس . ج ج ، اشوال . || (اِ) پاره ای از گوسپندا
شائکلغتنامه دهخداشائک . [ ءِ ] (ع ص ) خاردار . (اقرب الموارد). ج ، شاکة. (اقرب الموارد) شجر شائک السلاح ؛ شاکی السلاح . رجوع به نشوءاللغه ص 16و لغت شاکی شود. || رجل شائک السلاح
وشائجلغتنامه دهخداوشائج . [ وَءِ ] (ع اِ) ج ِ وشیجة. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).بیخ و ریشه ٔ درخت . (آنندراج ). رجوع به وشیجة شود.