بالگرد شکاریattack helicopter, AHواژههای مصوب فرهنگستانبالگردی با طراحی ویژه که در آن انواع جنگافزار، بهمنظور تک و انهدام دشمن، به کار گرفته میشود
شاجرلغتنامه دهخداشاجر. [ ج ِ ] (ع ص ) بازدارنده . (منتهی الارب ). برگرداننده ٔ از کار و بازدارنده ٔ از آن . (ناظم الاطباء). || (اِ) سختی روزگار. (منتهی الارب ).
کشاورلغتنامه دهخداکشاور. [ ک َ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آجرلو بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در 66500 گزی جنوب خاوری مراغه در مسیر شوسه ٔشاهین دژ به میاندوآب . با 764تن سکنه .
شاگرلغتنامه دهخداشاگر. [ گ ِ ] (اِ) صاحب آنندراج این کلمه را بهمین صورت یعنی با کاف فارسی بمعنی بیگار که کار فرمودن بی مزد باشد آورده است و گوید از برهان قاطع نقل کرده است و حال
میدردگویش اصفهانی تکیه ای: aderne طاری: âragüra طامه ای: derne طرقی: ahvara / aderna کشه ای: ahvara /aderna نطنزی: der-e da