بالگرد شکاریattack helicopter, AHواژههای مصوب فرهنگستانبالگردی با طراحی ویژه که در آن انواع جنگافزار، بهمنظور تک و انهدام دشمن، به کار گرفته میشود
شاگردانهلغتنامه دهخداشاگردانه . [ گ ِ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، اِ مرکب ) مرکب از شاگرد به اضافه ٔ ان و هاءنسبت . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). بمعنی زر اندکی که بعد از اجرت استاد بطریق انعا
شاگردانهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پولی که خریدار به رسم انعام به شاگرد دکان بدهد؛ فغیاز؛ بغیاز؛ نوداران.۲. (صفت) مانند شاگردان.
شاگردانگیلغتنامه دهخداشاگردانگی . [ گ ِ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، اِ مرکب ) پول اندکی که پس از اجرت استاد بطریق انعام بشاگرد دهند. (ناظم الاطباء). عطیه ای شاگرد دکان را چون از استاد او چ
شأجلغتنامه دهخداشأج . [ ش َءْج ْ ] (ع مص ) محزون گردانیدن و فعل آن شَأَج َ است که این کلمه مقلوب شجاءةباشد. (از ذیل اقرب الموارد). رجوع به شجاءة شود.