دگرجوشadnateواژههای مصوب فرهنگستانویژگی الحاقی که در آن قطعات ناهمسان گیاه چنان به یکدیگر جوش میخورند که بهسادگی از هم جدا نمیشوند
شیدوشلغتنامه دهخداشیدوش . (اِخ )پسر گودرز و برادر گیو. (از برهان ) (از جهانگیری ) (از انجمن آرا). نام پسر گودرز، یکی از پهلوانان ایرانی . (از فهرست ولف ). پسر گودرز کشواد. (مجمل
شیدوشفرهنگ نامها(تلفظ: šidvaš) (شید = خورشید + وش (پسوند شباهت)) ، مثل آفتاب ، چون خورشید ، درخشان ، نورانی؛ (در شاهنامه) ، پهلوان ایرانی پسر گودرز و از سران سپاه ایران در پادش
در تابستان نمیشود لباس گرم پوشید (/ بپوشی).گویش اصفهانی تکیه ای: tâbessun-de lebâs-e garm darnabupušt. طاری: yo tâbassun raxd-e garm vânaböpüšd. طامه ای: ru tâbessun naɂabu lebâs-e garm vepuše. طرقی: yo tâbassun nabö
شیدلغتنامه دهخداشید. [ ش َ ] (ع مص ) با شید اندودن دیوار را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). بگچ کردن . (ترجمان القرآن ) (المصادر زوزنی ). بگچ کردن بنائی را. (یادداشت مؤلف )
جوشیدگویش خلخالاَسکِستانی: bəgələst دِروی: bə.gəl.əs شالی: bəgələs کَجَلی: bö.göl.əst کَرنَقی: bogoləs کَرینی: bogoləs کُلوری: bəgələs گیلَوانی: bəgələs لِردی: bogoləs
عدنافرهنگ نامها(تلفظ: adnā) (عربی ـ فارسی) منسوب به عَدن به معنی جاودان ، جاودانی ، لذت ، حظ و بهشتِ زمینی.
عدنانفرهنگ نامها(تلفظ: adnān) (عربی) (در اعلام) نام یکی از اجداد پیغمبر اسلام (ص) است که به فصاحت شهرت داشته.