متوسط وزنافزایی روزانهaverage daily gain, ADGواژههای مصوب فرهنگستانمعیاری برای نشان دادن تغییر وزن دام در طول رژیم غذایی آزمایشی
شیلگانلغتنامه دهخداشیلگان . (اِخ ) دهی است از بخش لطف آباد شهرستان دره گز. سکنه ٔ آن 777 تن . آب از قنات . راه آن ماشین رو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).
شیلان کشیدنلغتنامه دهخداشیلان کشیدن . [ ک َ / ک ِ دَ] (مص مرکب ) اطعمه ٔ فراوان فراهم کردن دعوت عده ٔ کثیر یا عام را. عده ٔ کثیری را اطعام کردن . (یادداشت مؤلف ). گستردن سفره ٔ طعام .
شیلانلغتنامه دهخداشیلان . (اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان سنندج . آب از چشمه . پاسگاه ژاندارمری دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5).
شیلانلغتنامه دهخداشیلان . (ترکی ، اِ) مهمانی عام . (یادداشت مؤلف ). || سفره ٔ طعام ، و با لفظ کشیدن مستعمل است . (آنندراج ). سفره ٔ طعام . (از برهان ). سفره و خوان طعام .(غیاث )