شذرةلغتنامه دهخداشذرة. [ ش َ رَ ] (اِخ ) ابن محمدبن احمدبن شذره . محدث است . (منتهی الارب ). || ابوشذره ٔ زبرقان صحابی است و نامش حصین بن بدر است . (از منتهی الارب ). || شذرةالک
شذرةلغتنامه دهخداشذرة.[ ش َ رَ ] (ع اِ) یک پاره ٔ زر و آن اخص از شذر است .(منتهی الارب ). یکی شذر. ج ، شذرات ، شذور. (از اقرب الموارد). قطعه ٔ ذهب است . پاره ای از زر. (یادداشت
ام شذرةلغتنامه دهخداام شذرة. [ اُم ْ م ِ ش َ رَ ] (اِخ ) دختر صعصةبن ناجیةبن محمد. از زنان صدر اسلام بوده . رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 250 شود.
شذرلغتنامه دهخداشذر. [ ش َ ] (ع اِ) پاره های زر خالص ناگداخته که از معدن حاصل شود. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). قطعه ٔ ذهب است که از معدن برآورده باشند. (فهرست مخزن الادوی
شوذرلغتنامه دهخداشوذر. [ ش َ ذَ ] (اِخ ) شهری است به اندلس . (منتهی الارب ). شهری است بین غرناطه و جیان در اندلس . (از معجم البلدان ). حصنی عظیم به اسپانیا در شرقی جیان و خلاط ش
شوذرلغتنامه دهخداشوذر. [ ش َ ذَ ] (معرب ، اِ) چادر، معرب است . (منتهی الارب ). چادر. ج ، شواذر. (مهذب الاسماء). (معرب چادر) ملحفه . قال ابوحاتم هو شاذر ثم قال الشوذر الازار و کل