شاخص اِی پیAP index, averaged planetary indexواژههای مصوب فرهنگستانشاخص سیارهای حاصل از مجموعهای از دادههای رصدخانههای استاندارد برای اندازهگیری شدت آشفتگی میدان مغناطیسی زمین در طول یک روز
نَحْشُرُهُمْفرهنگ واژگان قرآنمحشورشان مي کنيم(کلمه حشر به معناي بيرون کردن و کوچ دادن قومي از قرارگاهشان به زور و جبر است)
يَحْشُرُهُمْفرهنگ واژگان قرآنمحشورشان مي کند(کلمه حشر به معناي بيرون کردن و کوچ دادن قومي از قرارگاهشان به زور و جبر است)
نَحْشُرَنَّهُمْفرهنگ واژگان قرآنحتماً آنها را محشور مي کنيم(کلمه حشر به معناي بيرون کردن و کوچ دادن قومي از قرارگاهشان به زور و جبر است)
سَيَحْشُرُهُمْفرهنگ واژگان قرآنبه زودي آنان را محشور خواهد کرد(کلمه حشر به معناي بيرون کردن و کوچ دادن قومي از قرارگاهشان به زور و جبر است)
سَيَحْشُرُهُمْفرهنگ واژگان قرآنبه زودي محشورشان مي کند(کلمه حشر به معناي بيرون کردن و کوچ دادن قومي از قرارگاهشان به زور و جبر است)
پوزة کوهگویش اصفهانی تکیه ای: puz-e kuh طاری: pözakop(p)a طامه ای: puz-e kuh طرقی: pözaköh کشه ای: nok-e kih نطنزی: kalakuh
دامنة کوهگویش اصفهانی تکیه ای: hamvâri-ye kuh طاری: sinakop(p)a طامه ای: pâ-ye kuh طرقی: dâmuna کشه ای: dâmuna / telkopa نطنزی: pâkiš-e kuh
دیوارة کوهگویش اصفهانی تکیه ای: divâla-ye kuh طاری: tiqa-ye kop(p)a طامه ای: divâr-e kuh طرقی: telaköh / sinakeši کشه ای: ----------- نطنزی: divâla-ye kuh
قلة کوهگویش اصفهانی تکیه ای: nok-e kuh طاری: qolla / tok-e kop(p)a طامه ای: sar-e kuh طرقی: qolla-ye köh کشه ای: nok-e kih نطنزی: qolla