شئسلغتنامه دهخداشئس . [ ش َ ءِ ] (ع ص )جای سخت سنگریزه ناک و درشت . شئیس . ج ، شُؤُس مکان شئس و شأس ؛ جای سخت و صلب . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || شئس بمعنی شأز؛ جای
يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْفرهنگ واژگان قرآنسرو رويشان را با جامه خود ميپوشانند (عبارت "أَلَا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُواْ مِنْهُ أَلَا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْ يَعْلَمُ مَا يُس
پشوش هئوروستانلغتنامه دهخداپشوش هئوروستان . [ پ َ هََ وَ ] (اِخ ) نام یکی از فرگردهای شانزدهمین نسک اوستا و معنی آن «قوانین از برای سگ شبانی » است . آن نسک 65 فرگرد (فصل ) داشته است . (فر