همسایگی نقطهneighbourhood of a point, vicinity of a pointواژههای مصوب فرهنگستان1. برای نقطۀ مفروض، مجموعهای باز شامل آن نقطه در یک فضای توپولوژیکی 2. برای نقطۀ مفروض، گوی بازی به مرکز آن نقطه در یک فضای متریک
شجرهلغتنامه دهخداشجره . [ ش َ ج َ رَ ] (ع اِ) نسب نامه . آنچه مشایخان اسامی پیران خود نوشته به ترتیب به مرید میدهند. (از آنندراج ) : مرز عراق ملک تو، نی غلطم عراق چه کز شجره به
شورهلغتنامه دهخداشوره . [ ش َ / شُو رَ / رِ ] (از ع ، اِمص ) شَورة. خجلت و خجالت . (برهان ) (آنندراج ). خجالت و شرمساری و حیا. (ناظم الاطباء). خَجَل . (رشیدی ).
شورهلغتنامه دهخداشوره . [ رَ ] (اِخ ) شورة. ناحیه ای است در عراق عرب (استانداری موصل )، سکنه ٔ آن 14000 تن . مرکز آن قریه ٔ شوره واقع بر ساحل راست دجله است . (فرهنگ فارسی معین )
میبینیدگویش خلخالاَسکِستانی: vina دِروی: vin.a شالی: vin.a کَجَلی: mi:n.â کَرنَقی: vin.â کَرینی: vin.â کُلوری: vin.a گیلَوانی: vin.a لِردی: vin.â
دیده شدهاستگویش خلخالاَسکِستانی: vinda šân دِروی: vin.i.s.a شالی: vinisa کَجَلی: vi:n.ist.e کَرنَقی: vinda ba کَرینی: vinisâ کُلوری: vin.is.a گیلَوانی: vindašane لِردی: vinəsa