گنجایش تحلیلیanalytic capacity,analytic measure, Ahlfors analytic measureواژههای مصوب فرهنگستانفرمولدار
شجامفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهسرمای سخت: ◻︎ سپاهی که نوروز گرد آورید / همه نیست کردش ز ناگه شجام (دقیقی: ۱۰۳).
شجاملغتنامه دهخداشجام . [ ش َ ] (اِ) سجام . سرمای سختی باشد که درختان را بخشکاند. (برهان ). سرمای سخت بود. (فرهنگ نظام ) (لغت فرس اسدی ). شخته . سرمازدگی . سرمای سخت بود که درخت
شوامتلغتنامه دهخداشوامت . [ ش َ م ِ ] (ع اِ) ج ِ شامتة. پایهای ستور و هی اسم لها. قال ابوعمرو: لاترک اﷲ له شامتة؛ ای قائمة و یقال : بات فلان بلیلةالشوامت ؛ ای بلیلة شدیدة تشمت به
شوامخلغتنامه دهخداشوامخ . [ ش َ م ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ شامخة. شامخات . جبال ٌ شوامخ ؛ کوههای بلند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || چیزهای بلند و بلندیها و این جمع شامخه است مش
شوامذلغتنامه دهخداشوامذ. [ ش َ م ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ شامذ. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به شامذ شود.