شجانیدهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهویژگی کسی یا چیزی که به سبب سرما از حال رفته باشد؛ سرماخورده؛ سرمازده.
شجانیدهلغتنامه دهخداشجانیده . [ ش َ دَ / دِ ] (ن مف ) اسم مفعول از مصدر شجانیدن . کسی و چیزی را گویند که بسبب سرمای سخت از جای خود و از حال خود گشته باشد. (برهان ).
انده شکنلغتنامه دهخداانده شکن . [ اَ دُه ْ ش ِ ک َ ] (نف مرکب ) زایل کننده ٔ اندوه . ازبین برنده ٔ غم و غصه : هم او میگسار است و هم چنگ زن هم اوچامه گویست و انده شکن . فردوسی .یکی پ