شوفاژلغتنامه دهخداشوفاژ. [ ش ُ ] (فرانسوی ، اِ) ایجاد حرارت . || طرز گرم کردن . (فرهنگ فارسی معین ). || در تداول فارسی بمعنی دستگاه ایجاد حرارت با بخار آب به کار رود. - شوفاژ سان
وفا شکستنلغتنامه دهخداوفا شکستن . [ وَ ش ِ ک َ ت َ ] (مص مرکب ) نقض عهد کردن . پیمان شکستن : چو گویی به سوگند پیمان کنم که هرگز وفای تو را نشکنم .فردوسی .