شوپنلغتنامه دهخداشوپن . [ ش ُ پ َ ] (اِخ ) فردریک فرانسوا (1810 - 1849 م .). آهنگساز معروف و وطن پرست لهستانی . وی اصلاً فرانسوی بود و در خانواده ای نسبةً ثروتمند در نزدیکی ورشو
شوپنهاورلغتنامه دهخداشوپنهاور. [ ش ُ پ ِ وِ ] (اِخ ) آرتور. فیلسوف بدبین آلمانی (ولادت در دانتزیگ بسال 1788 - وفات 1860 م .). وی از پدری هلندی و مادری آلمانی زاده شد. پدرش بازرگان و
خوش پنجهلغتنامه دهخداخوش پنجه .[ خوَش ْ / خُش ْ پ َ ج َ / ج ِ ] (ص مرکب ) ساززننده ٔ خوب . خوش انگشت . که در نواختن سازهای زهی مهارت دارد.
شواهد پنهانlatent evidenceواژههای مصوب فرهنگستانمدارک مرتبط با تحقیقات جنایی که چشم غیرمسلح بهآسانی قادر به مشاهدۀ آنها نیست
پنجشلغتنامه دهخداپنجش . [ پ ِ ج َ ] (اِ) گلوله ٔ پنبه ٔ حلاجی کرده را گویند. (برهان قاطع). کلوچ . پاغنده . و نیز رجوع به پنجک شود.