شواشلغتنامه دهخداشواش . [ ش َوْ وا ] (اِخ ) جایگاهی است در دمشق که آن را جسر ابن شواش گویند. (از معجم البلدان ).
شواشلغتنامه دهخداشواش . [ ش َ ] (ع اِمص ) اختلاف . یقال : بینهم شواش ؛ ای اختلاف . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
وشواشلغتنامه دهخداوشواش . [ وَش ْ ] (ع ص ) سبک . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). مردم سبک . (مهذب الاسماء). || شترمرغ سبک تیزرو. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد)
وشواشةلغتنامه دهخداوشواشة. [ وَش ْ وا ش َ ] (ع ص ) (ناقة...) ناقه ٔ سبک و چست . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). نعامة وشواشة؛ شترمرغ سبک و چست و تیزرو. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء
صحتیارفرهنگ نامها(تلفظ: se(a)hat yār) (عربی ـ فارسی) (صحت + یار (پسوند دارندگی)) ، به معنی دارای تندرستی و سلامتی ، تندرست و سلامت ، درست بودن و درستی.
حالاگویش اصفهانی تکیه ای: alân(a) / hat طاری: hatun طامه ای: hat طرقی: hat / hatu کشه ای: hatu نطنزی: had
حسابواژهنامه آزادحخس+آب = حساب ، حخساب - هساپ حخس haxs=شمردن count اَحخسته ahaxsta = ناشمرده | a+haxs+ta=نا+شمار+ده پسوند اب/آپ همتای able = شدنی، ساختنی حخس (اوستایی) شمارش -