شوگارواژهنامه آزادُشوگار (sho'gar) در گویش بختیاری و لری، به معنی امتداد شب از شروع تا پایان آن است. (محلّی) شب، شب ها؛ شب زنده داری؛ شوگار در مقابل روزگار، مقابل روز.
گوشوارلغتنامه دهخداگوشوار. [ گوش ْ ] (اِ مرکب ) مرکب از: گوش + وار. به معنی آنچه گوش میبرد و حمل میکند و مراد زیوری است سیمینه یا زرینه و یا بلورینه یا از فلزات دیگر گاه مرصع و یا
گوشوارفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. = گوشواره۲. [قدیمی] گوشمانند.۳. [قدیمی] گوشهمانند.۴. [قدیمی] گوشۀ ایوان.۵. کنج اتاق.
گوشوارکفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (زیست شناسی) زائدهها یا گوشوارههای کوچک دنبالۀ برگ؛ استیپول.۲. [قدیمی] گوشوار کوچک.
میدردگویش اصفهانی تکیه ای: aderne طاری: âragüra طامه ای: derne طرقی: ahvara / aderna کشه ای: ahvara /aderna نطنزی: der-e da