پارامضاpartial signature, PSواژههای مصوب فرهنگستاننوعی امضای رقمی که در آن با تولید بخشی از امضا، که تکمیل آن تنها توسط امضاکننده میسر است، گمنامی یک کاربر در میان مجموعهای از کاربران، بدون نیاز به اطلاعات سای
چپِ صحنهstage left, house right, prompt side, PSواژههای مصوب فرهنگستانقسمتی از صحنه که در طرف چپ بازیگر قرار دارد و از دید تماشاگر طرف راست صحنه محسوب میشود
جحسلغتنامه دهخداجحس . [ ج َ ] (ع مص ) حیله و فریب . یقال : ذاک من جحسه و دحسه . || درآمدن در چیزی . || خراشیدن پوست . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). || کشتن کسی را. (از منتهی ال
حسلغتنامه دهخداحس . [ ح ِ س س ] (ع اِ) دریافت . دریافتن . تأثر. آگاه شدن . اندریاب . (دهار). درک . ادراک . بیافتن . و برخی آن را معرب هوش دانسته اند. یافتن . دریافتن به یکی ا
فضای فازphase spaceواژههای مصوب فرهنگستاندر سامانهای با n درجۀ آزادی، فضای n2 بُعدی با محورهای (q1, q2, …, qn, p1, p2, …, pn) که در آن qs بیانگر درجۀ آزادی سامانه و ps تکانههای متناظر با qs است