پیخوستهلغتنامه دهخداپیخوسته . [ پ َ / پ ِ خُس ْ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) پیخسته . درهم آکنده یعنی در هم جسته : ز بس کش بخاک اندرون گنج بودازو خاک پیخوسته را رنج بود .عنصری .
پیوستهفرهنگ مترادف و متضاددایماً، دمادم، علیالاتصال، علیالدوام، لاینقطع، متصل، متوالی، مدام، مداوم، مستدام، مستمر، ملحق، منسجم، هموار، همواره، همیشه ≠ ابداً، هرگز، هیچگاه، هیچوقت ≠ گسسته
پیوستهدیکشنری فارسی به انگلیسیalways, ceaseless, ceaselessly, connected, constant, continual, continuous, continuously, endless, ever, nonstop, incessant, round-the-clock, jointly, steady, p
خوستهلغتنامه دهخداخوسته . [ خوَس ْ / خُس ْ ت َ / ت ِ ] (ص ) کنده . برکنده . (ناظم الاطباء) (برهان قاطع). || گندیده .بوگرفته . (ناظم الاطباء). || آکنده باشد یعنی درهم جسته . (صحاح