معجمهلغتنامه دهخدامعجمه . [ م ُ ج َ م َ ] (ع ص ) مقابل مهمله . (آنندراج ). تأنیث معجم . بانقطه . منقوطه . مقابل مهمله ، بی نقطه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مُعجَم ش
معجمهفرهنگ انتشارات معین(مُ جَ مَ یا مِ) [ ع . ] (اِمف .) مؤنث معجم : 1 - رفع ابهام شده ، ازالة التباس گردیده . 2 - مرتب به ترتیب حروف تهجی . 3 - حرف منقوط ، نقطه دار. مانند: ز، ذ، ش ؛
معجمةلغتنامه دهخدامعجمة. [ م َ ج َ م َ ] (ع اِ) ناقة ذات معجمة؛ شتر ماده ٔ توانا و فربه و باقی مانده بر سیر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
ذات معجمةلغتنامه دهخداذات معجمة. [ ت ُ م َ ج َ م َ ] (ع ص مرکب ) شتر ماده ٔ توانا و فربه باقی مانده ٔ بر سیر.
معلمةلغتنامه دهخدامعلمة. [ م ُ ل َ م َ ] (ع ص ) تأنیث مُعلَم . نشاندار. باعلامت . مُسَوَّمة. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به معلم شود.
معلمةلغتنامه دهخدامعلمة. [ م َ ل َ م َ ] (ع اِ) آنچه بدان بر چیزی استدلال کنند. ج ، معالم . (ناظم الاطباء).
معلمةلغتنامه دهخدامعلمة. [ م ُ ع َل ْ ل َ م َ ] (ع ص ) سگ شکاری . (دهار) (مهذب الاسماء). رجوع به مُعَلَّم شود.
معجمةلغتنامه دهخدامعجمة. [ م َ ج َ م َ ] (ع اِ) ناقة ذات معجمة؛ شتر ماده ٔ توانا و فربه و باقی مانده بر سیر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
ذات معجمةلغتنامه دهخداذات معجمة. [ ت ُ م َ ج َ م َ ] (ع ص مرکب ) شتر ماده ٔ توانا و فربه باقی مانده ٔ بر سیر.
فقیازلغتنامه دهخدافقیاز. [ ف َق ْ ] (اِ) به معنی فغیاز به غین معجمه . (آنندراج ). رجوع به فغیاز شود.
سمیدلغتنامه دهخداسمید. [ س َ ] (اِ) میده ٔ سفید و به ذال معجمه افصح است . (آنندراج ). نان میده . (مهذب الاسماء). نان سپید. (دهار) : و پس نان سمید پر از ده درم سنگ فروکنند و سی د
شینلغتنامه دهخداشین . (ع اِ) حرفی از حروف معجمه هجا مهموسه . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). نام حرف سیزدهم از الفبای ابتثی و حرف بیست ویکم از الفبای ابجدی . (ناظم الاطباء). نام