ایفدهلغتنامه دهخداایفده . [ ف َ دَ / دِ ] (ص ) سبکسار و بیهوده گوی . (جهانگیری ) (برهان ). سبکسار و بیهوده گوی . لاف زن . (از ناظم الاطباء). رجوع به ایغده شود.- ایفده سری ؛ سبکس
آیندهدیکشنری فارسی به انگلیسیcoming, comer, future, hereafter, intended, futurity, next, outlook, prospective, prospects, remote, unborn, upcoming
اپغدهلغتنامه دهخدااپغده . [ اِ غ َ دَ / دِ ] (ص ) فرهنگها این صورت را آورده و بدو معنی بیهوده گوئی میدهند و بصور مختلفه از قبیل ایفده و ایغده و ابغده هم آورده اند و ظاهراً اصل آن
بیهدهلغتنامه دهخدابیهده . [ هَُ دَ / دِ ] (ص مرکب ) مخفف بیهوده . باطل باشد و ناحق . ضد هده . (لغتنامه ٔ اسدی ). ناحق . باطل . یافه . خله . هزل . لاطائل . ترهه . بی سبب و جهت و ع