طلغتنامه دهخداط. (حرف ) نشانه ٔ حرف نوزدهم از حروف تهجی عرب . و نام آن طاء و طی و طِ است و نیز آن را طاء مشالة نامند و آن از حروف مطبقة و حروف هفت گانه ٔ مستعلیه و هم مصمتة و
طولغتنامه دهخداطو. (ترکی ، اِ) طوی . ضیافت . عروسی : دائماً خاقان ما کرده ست طوگوش مارا می کشد لاتقنطوا.مولوی .
طوجلغتنامه دهخداطوج . [ ] (اِخ ) لغتی در تور. حمزه ٔ اصفهانی یکی از فرزندان فریدون را که در کتب ماتور مینویسند طوج آورده است : و قسم فریدون مملکته بین ثلثة اولاده و هم سلم و طو