یگانهدیکشنری فارسی به انگلیسیone, individual, lone, only, peculiar, single, singular, sole, solitary, sui generis, unique, united
یکونهلغتنامه دهخدایکونه . [ ی َ ن َ / ن ِ ] (ص ) یگونه . یکسان بود. (لغت اسدی ). مخفف یک گونه است که به معنی یکسان و برابر باشد. (آنندراج ). یگانه است به معنی یک گونه : نوز نامرد
نوزلغتنامه دهخدانوز. (ق ) مخفف هنوز. (جهانگیری ) (انجمن آرا) (غیاث اللغات ) (برهان قاطع). نس . نز. (یادداشت مؤلف ). هنوز. تاکنون . تا حال . تا به اکنون . تا به حال : نوز نامرد