یک سوملغتنامه دهخدایک سوم . [ ی َ / ی ِ س ِ وُ / س ِوْ وُ ] (اِمرکب ) سه یک . یک ثلث . ثلث . یک جزء از سه جزء چیزی .
یکسوملغتنامه دهخدایکسوم . [ ی َ ] (اِخ ) ابن ابرهة الاشرم . دومین ملک حبشی که بر یمن حکومت کرد. صاحب مجمل التواریخ والقصص می نویسد: «پس ابرهةبن الاشرم پادشاه گشت و او اصحاب الفیل
یکسوملغتنامه دهخدایکسوم . [ ی َ ] (ع ص ) اکسوم . روضة یکسوم ؛ مرغزار تر و تازه و نمناک . || مرغزار انبوه و برهم نشسته گیاه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).