یکسوم پایینیlower thirdواژههای مصوب فرهنگستانبرنگاشتهایی که در یکسوم پایینی تصویر قرار میگیرند و حاوی اطلاعاتی نظیر نام گوینده یا موضوع برنامه است
یکسوملغتنامه دهخدایکسوم . [ ی َ ] (اِخ ) ابن ابرهة الاشرم . دومین ملک حبشی که بر یمن حکومت کرد. صاحب مجمل التواریخ والقصص می نویسد: «پس ابرهةبن الاشرم پادشاه گشت و او اصحاب الفیل
یکسوملغتنامه دهخدایکسوم . [ ی َ ] (ع ص ) اکسوم . روضة یکسوم ؛ مرغزار تر و تازه و نمناک . || مرغزار انبوه و برهم نشسته گیاه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
یکدومفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد ] یکدوم، نصف، نیم شقه، نصفه، نیمه، نیمکره نصفانصف، پنجاهپنجاه خط استوا، مدار نصفالنهار نصف سال، ترم نصفکننده، نیمساز زاویه، عمود منصف نیمروز، ظه
یکسوساز پیوندیjunction rectifierواژههای مصوب فرهنگستانوسیلهای که با عبور دادن الکترون از پیوندگاه بین دو نیمرسانا با خواص الکتریکی مخالف تولید جریان مستقیم میکند متـ . دیود پیوندی junction diod
یکسوم پایینیlower thirdواژههای مصوب فرهنگستانبرنگاشتهایی که در یکسوم پایینی تصویر قرار میگیرند و حاوی اطلاعاتی نظیر نام گوینده یا موضوع برنامه است
تکهریلبندtie stubواژههای مصوب فرهنگستانقطعهای به طول یکسوم ریلبند که با استفاده از ریلبندبُر از خط جدا میشود متـ . تکهتراورس
هواپیمای بالزیرمیانlowmid wing, lowmid wing monoplane, lowmid wing airplane, lowmid wing aircraftواژههای مصوب فرهنگستانهواپیمایی که بال آن در محدودۀ یکسوم زیرین تنه نصب شده است متـ . بالزیرمیان
سه یکفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. یکسوم چیزی؛ ثلث.۲. (اسم) [قدیمی] در بازی نرد، هنگامی که هر سه طاس با یک خال بنشینند. Δ در قدیم تختهنرد را با سه طاس بازی میکردند: ◻︎ گر شاه سهشش خو