یکتافرهنگ مترادف و متضاد۱. تنها، فرد، مفرد، منفرد، واحد، وحید، یگانه ۲. بیمانند، بینظیر، بیهمال، بیهمتا ۳. یکدانه، یکعدد
یکتاپرستلغتنامه دهخدایکتاپرست . [ ی َ / ی ِ پ َ رَ ] (نف مرکب ) موحد. (یادداشت مؤلف ). که خدای یگانه پرستد. موحد که جز خدای یگانه نپرستد. و رجوع به موحد شود.
یکتاپرستیلغتنامه دهخدایکتاپرستی . [ ی َ / ی ِ پ َ رَ ] (حامص مرکب ) عمل یکتاپرست . توحید. (یادداشت مؤلف ). خدای یگانه را پرستیدن . رجوع به توحید و یکتاپرست شود.
یکتاپیرهنلغتنامه دهخدایکتاپیرهن . [ی َ / ی ِ هََ ] (ص مرکب ) یکتای پیراهن . یک لاقبا. || (ق مرکب ) با پیرهنی تنها بر تن : شب قبای صبر دلها چاک شد چون آمدی همچو شمع خلوت فانوس یکتاپیر