یک سویهلغتنامه دهخدایک سویه . [ ی َ / ی ِ سوی َ / ی ِ ] (ص نسبی ) یک سو. منسوب به یک سو. یک طرفه .- یک سویه کردن ؛ یکسو کردن . یکسو ساختن . فیصل کردن . (یادداشت مؤلف ). رجوع به ت
یکاویهلغتنامه دهخدایکاویه . [ ی َ وی ی ِ ](اِخ ) دهی است از دهستان میان آب (بلوک عنافجه ) بخش مرکزی شهرستان اهواز، واقع در 35000گزی شمال خاوری اهواز و 13000گزی خاور راه آهن (کنار
متقابلفرهنگ مترادف و متضاد۱. روبرو، رویارو، محاذی ۲. همراس ≠ متخارج ۳. دوسویه، دوطرفه ≠ یکطرفه، یکسویه
بنگ دانهلغتنامه دهخدابنگ دانه . [ ب َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) گیاهی است از تیره ٔ بادنجانیان که علفی و دوساله است . و ارتفاعش بین 40 تا 60 سانتی متر است و برگهایش پوشیده از کرک و چسب