یک جانبهلغتنامه دهخدایک جانبه . [ ی َ / ی ِ ن ِ ب َ / ب ِ ] (ص نسبی ) یک طرفه . یک سویه . از یک سوی . تنها از یک طرف . مقابل دوجانبه : دوستی یک جانبه نتواند بود. (از یادداشت مؤلف )
پخش یکجانبهsingle diffusionواژههای مصوب فرهنگستاننوعی پخش ایمنیشناختی که در آن پادگن ثابت میمانَد و پادتن به سمت آن حرکت میکند یا برعکس
فقدان ارتباطفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه فقدان ارتباط، مطلقیت، استقلال، آزادی دلبخواهی بودن، یکجانبه بودن دیمی بودن، الکی بودن، بیحساب و کتاب بودن انفراد، جدایی، گسیختگی، عدم اتحاد، تک بو
مستقلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام اوابسته، غیرمتعهد، نامتحد، جدا، منفرد، مختار آستینسرخود مطلق بیتفاوت یکجانبه، خودبهخود