یکتاییلغتنامه دهخدایکتایی . [ ی َ / ی ِ ] (حامص مرکب ) وحدت . وحدانیت . یگانگی . توحید. (یادداشت مؤلف ). یکتا بودن : خرقه پوشان صوامع را دوتایی چاک شدچون من اندر کوی وحدت لاف یکت
یکتوییلغتنامه دهخدایکتویی . [ ی َ / ی ِ ] (حامص مرکب ) اتحاد. اتفاق . صمیمیت : اگر شما را اندیشه ٔ یکدلی و یکتویی هست بیشتر به قوریلتای حاضر باید آمد. (جهانگشای جوینی ). و رجوع به
یکتاپیرهنلغتنامه دهخدایکتاپیرهن . [ی َ / ی ِ هََ ] (ص مرکب ) یکتای پیراهن . یک لاقبا. || (ق مرکب ) با پیرهنی تنها بر تن : شب قبای صبر دلها چاک شد چون آمدی همچو شمع خلوت فانوس یکتاپیر
یکتایلغتنامه دهخدایکتای . [ ی َ / ی ِ ] (ص مرکب ) یکتا. یکتاه . متحد. موافق : چنان کرد سالار کو رای دیددلش با زبان شاه یکتای دید. فردوسی .و رجوع به یکتاه و یکتا شود.
یکتای پیراهنلغتنامه دهخدایکتای پیراهن . [ ی َ / ی ِ هََ ] (ص مرکب ) یکتاپیرهن . شخصی که یک پیراهن در بر داشته باشد و بس . (آنندراج ). که تنها یک پیرهن بر تن دارد. که تنها پیراهن بر تن د
یکاییunitarityواژههای مصوب فرهنگستانوضعیتی که در آن احتمال تحول زمانی یک سامانه از حالت اولیه به حالت نهایی برابر با یک است متـ . شرط یکایی unitarity condition
خودریختی اصلیprincipal automorphismواژههای مصوب فرهنگستانخودریختی یکتایی از جبر کلیفورد مفروض که هر عضو را به قرینهاش بنگارد
شناسة موقتephemeral IDs, ephIDs, temporary IDs, rolling proximity IDsواژههای مصوب فرهنگستانشناسة رمزی یکتایی که در هنگام مواجهة کاربران، میان آنها مبادله میشود