یکایکلغتنامه دهخدایکایک . [ ی َ ی َ / ی ِ ی ِ ] (اِ مرکب ، ق مرکب ) یک یک . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (برهان ). یکان یکان . (آنندراج ) (برهان ). فردفرد. فرداً فرد. جداجدا. یک به
یکای زمینپتانسیلgeopotential unit, GPUواژههای مصوب فرهنگستانیکای پتانسیل گرانشی برای توصیف میدان گرانشی زمین
دهارفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده= غار۱: ◻︎ یکایک پراکنده بر دشت و غار / قدی چون درخت و دهان چون دهار (اسدی: ۱۶۲).
گره دسترسیaccess nodeواژههای مصوب فرهنگستاننقاطی در لبۀ شبکه که دسترسی یکایک مشترکان به شبکه را میسر میکنند و انواع تبدیل قرارداد در آنها انجام میشود
دانه دانهفرهنگ انتشارات معین( ~. ~.)(اِمر.)یکایک ، یکی یکی ، هر یک پس از دیگری . دانه کردن ( ~. کَ دَ) (مص م .) پراکنده کردن .