یوکلغتنامه دهخدایوک . (اِ) نابند. نان بند. رفیده یعنی گرد بالشی که ازلته دوخته و خمیر نان را تنک کرده به روی آن گسترانند و بر تنور چسبانند. (از برهان ) (ناظم الاطباء). آنچه نان
یوکفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. سیخ آهنی که بالای تنور میگذارند و چیزی را که میخواهند بریان کنند به آن میآویزند.۲. بالشتکی که خمیر نان را روی آن پهن و نازک میکنند و به تنور میزنند.
یوک، یوکهواژهنامه آزادیوک(yook)، یا یوکه(yookeh)، یک واژه محلی در لهجه شیرین سبزواری است و در زمانی که یک سبزواری تعجب می کند این واژه را به کار می گیرد. برای مثال "یوکه طرف چَنده پو
یوکالغتنامه دهخدایوکا. [ یوک ْ کا ] (اِ) قسمی گُل که اصل آن از امریکاست و در آسیا و اروپا در منطقه های معتدله پرورش می دهند و یوکا به هر سالی یک بار گل می دهد. (یادداشت مؤلف ).
یوکابدلغتنامه دهخدایوکابد. [ ] (اِخ ) مادر هارون و موسی ومریم و عمه ٔ زوجه ٔ عمرام لاوی . (قاموس کتاب مقدس ).
یوک، یوکهواژهنامه آزادیوک(yook)، یا یوکه(yookeh)، یک واژه محلی در لهجه شیرین سبزواری است و در زمانی که یک سبزواری تعجب می کند این واژه را به کار می گیرد. برای مثال "یوکه طرف چَنده پو
یوکالغتنامه دهخدایوکا. [ یوک ْ کا ] (اِ) قسمی گُل که اصل آن از امریکاست و در آسیا و اروپا در منطقه های معتدله پرورش می دهند و یوکا به هر سالی یک بار گل می دهد. (یادداشت مؤلف ).