یوحلغتنامه دهخدایوح . (ع اِ) یوحی . آفتاب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (دهار) (از مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). یوح آفتاب است و بوح مصحف آن ، و بوح فقط به معنی نفس است و لاغیر.
یوهمبهلغتنامه دهخدایوهمبه . [ ی ُ هََ ب ِ ] (فرانسوی ، اِ) (اصطلاح گیاه شناسی ) درختی است بزرگ از تیره ٔ روناسیان که در جنگلهای کامرون و در کنگوی فرانسه به حالت وحشی می روید. پوست
یوهمبینلغتنامه دهخدایوهمبین . [ ی ُ هََ ] (فرانسوی ، اِ) (اصطلاح پزشکی ) آلکالوئید حاصل از درخت یوهمبه که دارای اثر تقویت دهنده ٔ قوه ٔ باه است و از این جهت همراه با موادی که خواص
یوهانلغتنامه دهخدایوهان . [ ی ُ ] (اِخ ) گوتفرید لودویک کوزگارتن . خاورشناس نامی آلمانی (1207-1279 هَ. ق . / 1793-1862 م .). وی در آلتن کیرشن متولد شد و در پاریس عربی را از مستشر