یوسیلغتنامه دهخدایوسی . (اِخ ) شیخ امام ابوعلی نورالدین حسن بن مسعود یوسی مراکشی . متوفای 1102 هَ . ق . دانشمندی محقق و پرهیزگاری باعمل بود و تألیفاتی پرارج دارد. از آن جمله اس
یوصیلغتنامه دهخدایوصی . [ ی َ وَص ْ صی ی ] (ع اِ) مرغی است به عراق ، بال آن درازتر از بال باشه ، و هو اخبث صیداً أو هو الحر. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
یوسیدنلغتنامه دهخدایوسیدن . [ دَ ] (مص ) لغتی است در یوزیدن به معنی جستن و از اینجاست بیوس یعنی نیکی جوی ، و مفهوم آن غیر طمع است ، هرچند مآل هر دویکی خواهد بود. (آنندراج ). و رجو
حسن یوسیلغتنامه دهخداحسن یوسی . [ ح َ س َ ن ِ ] (اِخ ) ابن مسعود، ملقب به نورالدین مغربی و مکنی به ابوالوفاء منسوب به یوس قبیله ای از بربر. به مکه شد و بازگشت و در 111 هَ . ق . درگذ
یوسیدنلغتنامه دهخدایوسیدن . [ دَ ] (مص ) لغتی است در یوزیدن به معنی جستن و از اینجاست بیوس یعنی نیکی جوی ، و مفهوم آن غیر طمع است ، هرچند مآل هر دویکی خواهد بود. (آنندراج ). و رجو
حسن یوسیلغتنامه دهخداحسن یوسی . [ ح َ س َ ن ِ ] (اِخ ) ابن مسعود، ملقب به نورالدین مغربی و مکنی به ابوالوفاء منسوب به یوس قبیله ای از بربر. به مکه شد و بازگشت و در 111 هَ . ق . درگذ
الیاقیملغتنامه دهخداالیاقیم .[ ] (اِخ ) ابن یوسیا . نام پادشاه یهودا بهنگام حمله ٔ بخت النصر به قدس و نفی یهودیان ببابل . فرعون نیخوا معروف به اعرج از فراعنه ٔ مصر به سال 609 م . ه
بیضانلغتنامه دهخدابیضان . (اِخ ) فخذی از بنی یوسی از زهران از قبایل بزرگ عسیر معروف به اهل بیضان . (از معجم قبایل العرب ).