یوردلغتنامه دهخدایورد. [ یُرْ ] (ترکی ، اِ) حجره . اتاق . یورده . یوردی . (ناظم الاطباء). یورت . یرت . یرد. سامان . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به یورت شود.
تخته یوردلغتنامه دهخداتخته یورد. [ ت َ ت َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان اوریاد دربخش ماه نشان شهرستان زنجان است که در چهل ودوهزارگزی شمال باختری ماه نشان و هیجده هزارگزی راه عمومی قراردار
خان یوردیلغتنامه دهخداخان یوردی . [ ی ُ ] (اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان میانه ، واقع در 9 هزارگزی جنوب میانه و5 هزارگزی شوسه ٔ تبریز به میانه . این دهکده کوهستانی و آب و هوایش
تخته یوردلغتنامه دهخداتخته یورد. [ ت َ ت َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان اوریاد دربخش ماه نشان شهرستان زنجان است که در چهل ودوهزارگزی شمال باختری ماه نشان و هیجده هزارگزی راه عمومی قراردار
خان یوردیلغتنامه دهخداخان یوردی . [ ی ُ ] (اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان میانه ، واقع در 9 هزارگزی جنوب میانه و5 هزارگزی شوسه ٔ تبریز به میانه . این دهکده کوهستانی و آب و هوایش
قرقشهواژهنامه آزادظاهرا ارامنه به درقدیم به قبرستان بزرگ قرقشه میگفتند(درقسمت پایین قرچی یوردی چسبیده به روستاآثارقبور باستانی زیادی وجوددارد)