یولغتنامه دهخدایو. (عدد، ص ، اِ) واحد و یک . (ناظم الاطباء). یک را گویند و به عربی واحد خوانند. (برهان ) (آنندراج ). یک عدد را گویند. (فرهنگ جهانگیری ).
یوواژهنامه آزاد(با ضمه ی که به نظر میرسد با you انگلیسی هم ریشه باشد) او - ایشان که البته در انگلیسی به شما گفته میشود به معنی نه در زبان ترکی. (ترکی؛ همدان) خیر، نه.
یوIoواژههای مصوب فرهنگستانیکی از چهار قمر گالیلهای و بزرگ مشتری که نزدیکترین آنها به این سیاره است و به دلیل وجود آتشفشانهای بسیار، فعالترین قمر منظومۀ شمسی شناخته میشود
یُوگویش بختیارییوغ، ابزارى که بر گردن گاو نهند و خرمنکوب یا گاوآهن را بدان وصل کنند و با نیروى گاو به حرکت درآورند.
یؤرورلغتنامه دهخدایؤرور. [ ی ُءْ ] (معرب ، اِ) تصحیفی است از ترتور که لغتی معرب از لاتین است به معنی پادو و پاکار و نیز نام مرغی است . (از نشوءاللغة صص 135-136).
یؤسلغتنامه دهخدایؤس . [ ی َ ءُ / ی َ ئو ] (ع ص ) یؤوس . مرد نومید. (ناظم الاطباء). نومید. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء) (آنندراج ) : اًنه لیؤس کفور. (قرآن 9/11)؛ مردم به راس
یؤوسلغتنامه دهخدایؤوس . [ ی َ ئو ] (ع ص ) یؤس . ناامید. (از اقرب الموارد). رجل یؤوس ؛ مرد نومید. (ناظم الاطباء). نومید. (آنندراج ). و رجوع به یؤس شود.