یه یهلغتنامه دهخدایه یه . [ ی َهَْ ی َهَْ ] (ع صوت ) یهیه . یهیا. شبانان در راندن شتر گویند: یه یه و یهیا. (از تاج العروس ج 10 ص 421 و ج 9 ص 424). و رجوع به یهیا شود.
یهیاهلغتنامه دهخدایهیاه . [ ی َهَْ ] (ع صوت ) یه یه .یهیا. (از تاج العروس ج 9 ص 424). رجوع به یهیا شود.
یهیلغتنامه دهخدایهی . [ ی َهَْ ی ْ ] (ع مص ) زجر کردن شتر به گفتن یاه یاه . (یادداشت مؤلف ). رجوع به یهیا و یه یه و یهیاه شود.
یهیالغتنامه دهخدایهیا. [ ی َهَْ ] (ع صوت ) کلمه ای است که شبانان بدان خوانند یا زجر کنند و رانند. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). شبانان در راندن شتر گویند یه یه و یهیا. (ا
لیلیلغتنامه دهخدالیلی . [ ل َ لا ] (اِخ ) بنت سعدبن ربیعة. معشوقه ٔ قیس بن ملوح بن مزاحم ، معروف به مجنون لیلی : بلبل به غزل طیره کند اعشی راصلصل به نوا سخره کند لیلی را. منوچهر
طاهرزادهلغتنامه دهخداطاهرزاده . [ هَِ دَ ] (اِخ ) میرزاعلی اکبر صابر (تولد 1278 وفات 1321 هَ . ق .). وی یکی از شعرای توانا و بزرگ شروان است ، و در قرن سیزدهم هجری در شهر شماخه تولدی