ینابیعلغتنامه دهخداینابیع. [ ی َ ] (ع اِ) ج ِینبوع . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (دهار) (ترجمان القرآن جرجانی ص 108). چشمه ٔ بزرگ آب . (آنندراج ) : ینابیع را یبوست ظاهر شد و
یرابیعلغتنامه دهخدایرابیع. [ ی َ ] (ع اِ) ج ِ یربوع . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (دهار) (ناظم الاطباء). و رجوع به یربوع و مدخل ربع شود.
اسحاقلغتنامه دهخدااسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن محمدبن زنگی اسفراینی شعبی ساوی مکنی به ابوعبداﷲ. او راست : ینابیع الاحکام . (کشف الظنون ).
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن خلیل بن سعادة ملقب بقاضی شمس الدین . او راست : ینابیع العلوم .
امملغتنامه دهخداامم . [ اُ م َ ] (ع اِ)ج ِ امّة. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). گروهها.جماعتها : مرابیع کرم و ینابیع حکم و مصابیح ظلم و مجاریح امم بودند. (ترجمه ٔ تاریخ یمین
مرابیعلغتنامه دهخدامرابیع. [ م َ ] (ع اِ) بارانهای اول بهار. (از متن اللغة) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) : مرابیع کرم و مصابیح ظلم و ینابیع حکم و مجاریح امم بودند. (ترجمه ٔ