ینلغتنامه دهخداین . [ ی ُ ] (اِخ ) رودخانه ای است به فرانسه که از کوه بورن سرچشمه می گیرد و پس از 293هزار گز جریان در متنرو به سن می ریزد.
ینلغتنامه دهخداین . (پسوند) حرفی است که چون در آخر اسم درآورند دلالت بر نسبت کند، مانند سیمین منسوب به سیم و آهنین منسوب به آهن . (از ناظم الاطباء). پسوند نسبت است و با اسم ،
ینلغتنامه دهخداین . (ضمیر، ص ) مخفف این . کلمه ٔ اشاره به معنی این ، مانند ازین و برین و درین . (از ناظم الاطباء). به معنی این است . (آنندراج ).
ینعلغتنامه دهخداینع. [ ی ُ ] (ع اِ) درخت بزرگ . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). درخت کلان و بزرگ . (ناظم الاطباء).
ینعلغتنامه دهخداینع. [ ی َ / ی ُ ] (ع اِمص ، اِ) رسیدگی میوه و هنگام چیدن آن . (ناظم الاطباء). رسیدگی میوه . بلوغ . بالیدگی . رسایی . (یادداشت مؤلف ) : چون زمان شباب و هنگام ج
ینعلغتنامه دهخداینع. [ ی َ / ی ُ ] (ع مص ) رسیدن ثمر و هنگام درویدن رسیدن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). رسیده شدن میوه . (ترجمان القرآن جرجانی ص 108). به جا
خارس می تی لنیلغتنامه دهخداخارس می تی لنی . [رِ ل ِ ] (اِخ ) یکی از راویان است که می گوید: کالیس تن را پس از اینکه توقیف کردند هفت ماه در زندان بماند، تا وی را در مجلس مشورتی محاکمه کنند
جرجی ینیلغتنامه دهخداجرجی ینی . [ ج ُ یَن ْ نی ] (اِخ ) ابن انتونیوس بن جرجس بن میخالی ینی . او از مردم طرابلس شام بود و در آنجا بدنیا آمد و به همان جا بسال 1360 هَ . ق . درگذشت ودر
ینهلغتنامه دهخداینه . [ ن َ / ن ِ ] (پسوند) مانند «ین » علامت نسبت است و به آخر اسم پیوندد و معنی صفت نسبی دهد، چون : زرینه ، سیمینه ، برنجینه ، رویینه ، چرمینه ، مویینه ، مسین
ینعلغتنامه دهخداینع. [ ی ُ ] (ع اِ) درخت بزرگ . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). درخت کلان و بزرگ . (ناظم الاطباء).
ینعلغتنامه دهخداینع. [ ی َ / ی ُ ] (ع اِمص ، اِ) رسیدگی میوه و هنگام چیدن آن . (ناظم الاطباء). رسیدگی میوه . بلوغ . بالیدگی . رسایی . (یادداشت مؤلف ) : چون زمان شباب و هنگام ج